غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
622
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
مكتوبست اسلم غمدان ان هادمك مقتول و ايضا طايفهء از كاهنان ميگفتهاند كه ويران كننده غمدان البته بقتل خواهد رسيد پس مناسب آنست كه از سر انهدام آن بنادر گذرى عثمان اين سخن را بسمع قبول جانداد و آن قصر را ويران كرده بعد از اندك زمانى كشته شد در بعضى از نسخ به نظر درآمد كه در صنعاء نوعى از گندم مىباشد كه در يك غلاف دو دانه منعقد مىشود . مهره داخل مواضع يمن است و در آن منزل درختى است كه در ماههاى حرام از آن چندان آب بيرون آيد كه همه حوضها را پر سازد و بعد از گذشتن آن شهور آب مذكور انقطاع يابد و سال ديگر باز حال برينمنوال باشد . چين مملكتى طويل و عريض است مشمل بر آبهاى خوشگوار و اثمار حلاوت آثار و ابتداء اقليم اول و دوم و سيوم چهارم از آن ملكتست و اهالى ولايات چين بحسن صورت اتصاف دارند اما بيشتر ايشان كوتاه قامت و بزرك سر باشند و اكثر چينيان بعبادت اوثان اشتغال نمايند و مجوسى مذهب و تناسخى نيز در ميان ايشان پيدا شود در عجايب البلدان مسطور است كه در يكى از قراى چين غديريست و در سالى يكنوبت به روزى معين اهل آن قريه جمع آمده اسبى در آن كو اندازند و مردم بر اطراف آن بايستند و هرچند اسب ميل بيرون آمدن كند او را نگذارند و ما دام كه اسب در آب باشد باران بر آن سرزمين ببارد لا جرم اسب را چندان از خروج مانع آيند كه به قدر كفاف باران بارد آنگاه بگذارند تا اسب از غدير بيرون آيد و او را كشته بر قله كوهى كه نزديك به آن غدير است اندازند تا طيور و سباع از گوشت و پوستش انتفاع يابند و در سالى كه اين فعل از مردم آنقريه صادر نشود باران نبارد و قحط و غلا هويدا گردد و در آن سرزمين معادن زر و جوهر بسيار است و دابه المسك نيز در صحراى چين پيدا شود گويند در وقتى كه مشك از آن حيوان گيرند بوى نداشته باشد و چون نافه را از آن موضع بجاى ديگر نقل كنند بوى دهد صاحب تحفه الغرايب گويد كه در بعضى از بلاد چين طاحونهايست كه سنك اسفل آن متحرك است و سنك اعلى ساكن و از زير سنك آرد بىسبوس و سبوس بىآرد جداجدا بيرون آيد . الاقليم الثانى اين اقليم به مشترى منسوبست و لون عامهء بلاد آن ميان سمرة و سواد باشد و ابتداء اين اقليم از مشرق بود پس بر وسط بلاد چين و شمال سرانديب گذرد پس بر شمال بلاد هند و بلاد قندهار و وسط بلاد كابل و جنوب بلاد كرمان گذرد پس بحر فارس را قطع كند و بر بلاد عمان و وسط بلاد مغرب گذرد و آنجا بحر قلزم را قطع كند پس بر وسط بلاد ر ؟ ؟ ؟ و افريقية و شمال بربرستان و جنوب قيروان و وسط بلاد مرطابه گذرد و بساحل بحر اوقيانوس منتهى شود و بعضى از عجائب مواضع اقليم دوم اينست كه مسطور مىشود . مكه مكرمه مكه بميم عبارت از آن بلدهء شريفه است و مكه بياء موحده تحتانيه